تبلیغات
آبی،خاکستری،سیاه - خدایا

خدایا

جمعه 30 فروردین 1392 03:32 ق.ظنویسنده : یاسمین

 
دوستان بازم چند تا مطلب دیگه که فاضل عزیز زحمتشو کشیده
ممنون

خدایا

کمی بیا جلوتَر ......

می خواهَمــــ دَر گوشَتــــــــ چیزی بِگویَمــــــ .....!

این یک اعتراف اَستـــ ....

من بی او دوام نمی آوَرَمـــــــــ ....

حتی تا صُّبـــــــــح فردا .......


بیا:

بیا آخرین شاهکارت را ببین

مجسمه ای با چشمانی باز
خیره به دور دست
شاید شرق،شاید غرب

مبهوت یک شکست
مغلوب یک اتفاق
مصلوب یک عشق

مفعول یک تاوان
خرده هایش را باد میبرد
و او فقط خاطراتش را نگه داشته..

بیا آخرین شاهکارت را ببین..
مجسمه ای ساخته ای به نام "من"

هی تو:

هی تــــــ ـــــــو...

دلـــ ـت کـــه پیش من باشد و تنـــــت در آغـــوش دیگری ...

هـــزار خطبــ ـه عقد هم کـــه بخوانند باز هــــم این

فاحشگیــــــــو هرزگیــست...


خدایا:

خدایا...

جای سوره ای به نام عشق در قرآنت خالیست


که اینگونه آغاز شود:




و قسم به روزی که دلت را بشکنند


و مرهمی جز خدایت نخواهی یافت


باز هم ممنون

آخرین ویرایش: - -

 
شنبه 21 اردیبهشت 1392 09:03 ب.ظ
یاسی چقدر ادم این حرف اول را می شنوه و بعد کامل یادشون می ره..چرا؟
یاسمین
نمی دونم واقعا خیلی وقتها هست که اصلا همه ی حرفها و قولها و.... همه رو یادشون میره یه دفعه یه جایی می شکننت که باورت نمیشه و فقط میمونی که چجوری اجازه دادی به خودت که ضربه بخوری
جمعه 30 فروردین 1392 08:49 ب.ظ
بازن سر لزن.خوشحال می شم
یاسمین
حتما میام دوستم این مدا یه مقدار گرفتارم و نت ندارم فقط با گوشیم تونسام بیام نت ولی هروقت شد حتما میام پیشت
ببخش
جمعه 30 فروردین 1392 08:48 ب.ظ
بیچاره عروسک ....
دلش می خواست زار زار بگرید ولی ؛
خنده را بر لبش دوخته بودند ...
جمعه 30 فروردین 1392 08:48 ب.ظ
مدت هاست

چتر منطق را بر سر گرفته ام!

تا باران عشق را

تجربه نکنم!

دیگر توان مقابله با

تب و لرز

برایم باقی نمانده است!!!
جمعه 30 فروردین 1392 08:47 ب.ظ
چرا پایان هر چیز زیبا و خواستنی حسرت است ؟؟!!!

عشق هم زیباست و هم خواستنی...

چرا به دفتر عشق ای خدای لوح و قلم

به غیر حیرت و حسرت نمی زنی قلمی !
جمعه 30 فروردین 1392 08:47 ب.ظ
روزگاری خوش بود بچگی هایم

برای آغوش کردن مادرم

بهانه نمی خواستم

قد کشیدم!

وتمام خوشی ها زیر پایم ماند

من ماندم و

چشمی که برای همیشه

رد پا شد.....
جمعه 30 فروردین 1392 08:46 ب.ظ
سلام دوست خوبم.خواهش می کنم.هر وقت متن های دستو پا شکسته خواستید می تونید رو من حساب کنید
یاسمین
سلام ممنونم همیشه به من لطف داری
جمعه 30 فروردین 1392 06:12 ب.ظ
کسانی وارد زندگی ما می شوند و به سرعت بیرون می روند . افرادی برای لحظه ای کوتاه می آیند و جای پایشان بر روی قلب ما باقی خواهد ماند و ما هرگز دیگر آن فرد قبلی نخواهیم بود .


سلام عزیزم. وب خیلی خوبی داری تبریک میگم. خوشحال میشو به منم سر بزنی و تبادل لینک کنیم. ملسی شبات رنگین و شاد
یاسمین
سلام عزیزم ممنونم
حتما میام منم خوشحال میشم از تبادل لینک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.